مسیرجاری:صفحه اصلی/کتابخانه/مقاله ها/قرآن و آفرينش كوه ها
 
موضوع مقاله :قرآن و آفرينش كوه ها
 
نویسنده :پايگاه حوزه
 

 

 

ميخ هاي زمين

 

نخستين چيزى كه در اين آيات به آن برخورد مى كنيم تأثير وجود كوه ها در آرامش زمين است كه گاه از آن به ميخ ها تعبير شده است، كه معمولا براى محكم كردن قسمت هاى مختلف مورد استفاده قرار مى گيرد.

در قرآن مجيد درباره آفرينش كوه ها، تعبيرات مختلف و پر معنايى ديده مى شود.

در يك جا مى فرمايد: (وَأَلْقَى فِى الاَْرْضِ رَوَاسِىَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَاراً وَسُبُلا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ): «و در زمين، كوه هاى استوارى قرار داد تا شما را نلرزاند; و نهرها و راه هايى ايجاد كرد، تا (به مقصدتان) راه يابيد»(1).

در جاى ديگر مى فرمايد: (أَلَمْ نَجْعَلِ الاَْرْضَ مِهَاداً ـ وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً): «آيا زمين را محل آرامش (شما) قرار نداديم؟! ـ و كوه ها را ميخ هايى (براى زمين)؟!»(2).

و در آيه ديگر مى خوانيم: (وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِىَ شَامِخَات وَأَسْقَيْنَاكُمْ مَّاءً فُرَاتاً): «و در آن كوه هاى استوار و بلندى قرار داديم، و آبى گوارا به شما نوشانديم»(3).

و نيز مى فرمايد: (وَأَلْقَى فِى الاَْرْضِ رَوَاسِىَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّة): «و در زمين كوه هاى استوارى قرار داد مبادا شما را بلرزاند (و آرامش را از شما بگيرد) و از هرگونه جنبنده اى روى آن منتشر ساخت»(4).

و آيات ديگرى نيز به همين مضمون يا نزديك به آن در قرآن مجيد ديده مى شود.

نخستين چيزى كه در اين آيات به آن برخورد مى كنيم تأثير وجود كوه ها در آرامش زمين است كه گاه از آن به «اوتاد» (ميخ ها) تعبير شده است كه معمولا براى محكم كردن قسمت هاى مختلف درها و صندوق ها و كشتى ها و مانند آن، يا براى نگهداشتن چادرها در برابر وزش بادها، مورد استفاده قرار مى گيرد، و گاه تعبير آن «اَنْ تَميدَ بِكُم» كه از ماده مَيدَان (به معناى لرزش و اضطراب) گرفته شده، يعنى كوه ها مانع اضطراب و لرزش زمين است.

اين مطلبى است كه در آن عصر و زمان، هيچ كس از آن آگاهى نداشت امّا امروزه به خوبى مى دانيم كه نقش كوه ها از اين نظر چيست; زيرا: اولا كوه ها در حقيقت حكم يك زره فولادين را دارند كه دور تا دور زمين را احاطه كرده و با توجه به ارتباط و پيوندى كه در اعماق زمين به هم دارند، يك شبكه نيرومند سرتاسرى را تشكيل مى دهند و اگر چنين نبود، و سطح زمين را خاك هاى نرم پوشانده بود و به آسانى تحت تأثير جاذبه نيرومند ماه قرار مى گرفت و جزر و مد در خشكى ها مانند جزر و مد در درياها، همه چيز را به لرزه در مى آورد و اضطراب و حركت و لرزش در طول شبانه روز بر سطح زمين حكم فرما بود; و هر ساختمانى را ممكن بود ويران كند.

ولى وجود اين زره محكم، اين جزر و مد را به حداقل مى رساند. هم اكنون نيز پوسته محكم زمين در هر شبانه روز به مقدار سى سانتيمتر بالا و پايين مى آيد; به خلاف درياها كه گاهى بر اثر جزر و مد چندين متر بالا و پايين مى شود.

جاذبه خورشيد نيز، جزر و مدى هر چند خفيف تر به وجود مى آورد; و اگر ماه و خورشيد در مسير خود در يك سو واقع شوند و اين دو جاذبه در يك جهت قرار گيرند، اين حركات قوى تر و شديدتر است.

ولى قرآن مى گويد: «كوه ها كه ميخ هاى زمين اند، آن را از لرزش ها حفظ مى كنند».

ثانياً: فشار درونى زمين كه بر اثر حرارت مركزى فوق العاده آن به صورت مداوم بر قشر زمين اثر مى گذارد; اگر كوه ها نبودند، سرچشمه اضطراب مداوم زمين محسوب مى شدند.

حال فكر كنيد اگر اين نوسان حركت جزر و مدى و فشار درونى، بر اثر نرم بودن پوسته زمين شدت مى يافت; آيا هرگز آرامشى كه امروز احساس مى كنيم وجود داشت؟ آيا خانه و لانه و قرارگاهى، براى استراحت پيدا مى شد؟

ثالثاً: امروزه ثابت شده كه كوه ها با پنجه هاى نيرومند خود هواى اطراف زمين را با خود مى چرخانند. حال فرض كنيم اگر كره زمين با همين سرعتى كه دارد ـ هر دقيقه تقريباً سى كيلومتر به دور خود گردش مى كند ـ حركت مى كرد; و بر اثر نبودن كوه ها هواى اطراف آن چنين گردشى نداشت، از برخورد شديد مولكول هاى هوا با سطح زمين دائماً طوفان ها و گرد و غبارهاى شديدى بر مى خاست و از اين گذشته چنان حرارتى توليد مى شد كه همه چيز را مى سوزاند ( همان گونه كه اگر هواپيماهاى سريع السير در طبقات پايين هوا سير كنند; چنان بال هاى آنها داغ مى شود كه ممكن است خطرات مهمى ايجاد كند; لذا مجبوراند اوج بگيرند و در طبقات بالا كه هوا بسيار رقيق است حركت نمايند تا تماس با هوا كه منشأ ايجاد حرارت است كمتر شود).

آرى! پستى ها و بلندى ها و كوه هاى زمين، اين مشكل را حل كرده و قشر عظيم جوّ را به همراه حركت زمين مى چرخاند; درست مانند دندانه هاى چرخ هاى دنده دار كه همراه خود اشياء ديگر را به گردش در مى آورد.

بنابراين كوه ها مايه آرامش زمين و ساكنان آن در برابر جاذبه ماه و خورشيد و فشار درونى و طوفان هاى دائمى شديد و هم توليد حرارت غير قابل تحمّل است.

از سوى ديگر، در آيات فوق اشاره اى به وجود رابطه ميان كوه ها و نزول باران و سيراب شدن زمين ها، و به دست آمدن ماء فرات (آب گوارا) شده است، مى فرمايد: «در زمين كوه هاى استوار و بلندى قرار داديم و آبى گوارا به شما نوشانديم».

مسلماً رابطه دقيق اين دو با هم در گذشته شناخته شده نبود; ولى در اين عصر مى دانيم; اولا: كوه ها سبب جمع شدن بخار آب، يعنى تراكم ابرها و ثانياً سبب برودت قشر هواى مجاور آن مى شود; و ثالثاً قسمت مهمى از نزولات آسمانى را به صورت برف و يخ در خود نگه مى دارد و منبع دائمى براى جريان آب در سطح زمين و هدر نرفتن نزولات آسمانى مى گردد. به علاوه دامنه كوه ها، با قشر ناصاف خود، امواج آب را زيرورو ـ و در معرض هواى سالم قرار مى دهد ـ و تصفيه مى كند و ماء فرات (آب گوارا) تحويل مى دهد.

از همه اينها گذشته نكته جالب ديگرى كه مورد توجه بعضى از دانشمندان در رابطه با كوههاى زمين قرار گرفته، اين است كه: كوهها در برابر نوسانات فشار زمين، حكم چرخ لنگر را دارد كه جلو تغيير سرعت را مى گيرد.

توضيح اين كه: منظور از چرخ لنگر همان چيزى است كه در كليه وسايلى كه حركت دورانى مشابه دارند به صورت چرخ سنگينى به نام چرخ طيار يا چرخ لنگر، روى محور آن نصب مى كنند تا سرعت آن را تنظيم كند. فى المثل اگر فشارى از خارج، بر روى آن وسيله كه حركت دورانى دارد وارد شود و ناگهان فشار قطع گردد، آن وسيله با يك جهش، به جلو مى پرد و ضربه اى بر آن دستگاه وارد مى كند. اما اگر چرخ لنگر بر آن نصب گردد، آن فشار را در خود ذخيره مى كند; و تدريجاً باز مى گرداند بى آن كه ضربه اى بر آن دستگاه وارد شود (دقت كنيد).

اين از يك سو، از سوى ديگر طوفان هاى وحشتناك، گاه در جهت مخالف يا موافق زمين مىوزد و مى تواند روى حركت آن اثر بگذارد; وقتى فشار طوفان فرو نشست، تبديل به يك شتاب مى شود كه ضربه اى سخت بر همه موجودات روى زمين وارد مى سازد، و همه چيز را در هم مى ريزد.

ولى وجود كوه ها كه به منزله چرخ لنگر است تمام اين فشارهاى مثبت و منفى را در خود ذخيره كرده و از ورود ضربه ها، جلوگيرى مى كند و حركت متوازن زمين را حفظ مى نمايد; و به تعبير قرآن مانع لرزش ها و به هم خوردن آرامش مى گردد.

اگر در تاريخ نزول اين آيات، بحثى درباره مسائل چرخ لنگر و آثار آن در دنياى آن روز وجود داشت; تعبيرات اين آيات عجيب و شگفت آور نبود; ولى با توجه به اينكه در آن زمان چنين مسائلى ابداً سابقه نداشت، مخصوصاً در محيط جزيرة العرب نامى از فيزيك نبود تا چه رسد به اين مسائل پيچيده، بايد اقرار كرد كه بيان چنين آياتى معجزه بزرگ علمى محسوب مى شود(5).

نكته ديگر اين كه قرآن در مورد ايجاد كوه ها، گاه مى گويد: (وَأَلْقَى فِي الاَْرْضِ رَوَاسِىَ): «در زمين كوه هاى استوار قرار داد».(6)

در جاى ديگر مى فرمايد: (أَمَّنْ جَعَلَ الاَْرْضَ قَرَاراً... وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِىَ): «آيا كسى كه زمين را قرارگاه قرار نمود... و براى آن كوه هاى ثابت و پابرجا قرار داد».(7)

اين تعبيرات و مانند آن كه مكرر در قرآن مجيد آمده به وضوح نشان مى دهد كه آفرينش كوه ها بعد از خلقت زمين بوده است. علم امروز نيز به روشنى اين معنا را ثابت كرده كه بسيارى از كوه ها در نتيجه چين خوردگى زمين، و قسمتى بر اثر مواد مذاب آتشفشانى، و قسمت ديگرى به خاطر شستشوى مواد سست از اطراف مواد سخت زمين بر اثر نزول باران هاحادث شده; و تمام اينها بعد از خلقت و آفرينش زمين صورت گرفته است.

مسلماً هنگامى كه اين آيات از قرآن نازل شد هيچ يك از اين مسائل شناخته شده نبود.

1. سوره نحل، آيه 15.

2. سوره نبأ، آيه 6 و 7.

3. سوره مرسلات، آيه 27.

4. سوره لقمان، آيه 10.

5. آنچه در بالا آمد، خلاصه بسيار فشرده اى از مقاله محققانه اى كه تحت عنوان اثر كوهها در آرامش زمين (مسأله چرخ لنگر در قرآن) در مجله دينى و علمى مكتب اسلام شماره 8، سال 13 (صفحه 68 تا 73) بود و مربوط به سال 51 است. براى توضيح بيشتر در اين زمينه و آگاهى از فرمول هاى آن مى توانيد به مقاله مزبور و پيوست آن مراجعه فرماييد.

6. سوره نحل، آيه 15.

7. سوره نمل، آيه 61.